محمد علي حزين لاهيجي

95

فتح السبل ( فارسى )

نمىنمود . و گناهكاران را لعن نمىفرمود چنان كه در حقّ قاتل فرموده : « وَ غَضِبَ اللَّهُ [ عَلَيْهِ ] وَ لَعَنَهُ » « 1 » . و مراد حق تعالى از كلمهء « لَعَنَهُ » در آيه ، امر فرمودن ماست به لعن قاتل و بر تقديرى كه اين مراد نباشد بر ما خواهد بود كه لعن كنيم او را براى اينكه خدا او را لعن كرده . آيا كسى را كه خدا لعن كرده باشد بر ما نيست كه پيروى خداوند خود كنيم . چنين حكمى را عقل تجويز نمىكند ، بلكه هر كس را خدا مدح كرده باشد بر ماست كه مدح كنيم و هر كه را مذمّت كرده باشد بر ماست كه مذمّت كنيم و حق تعالى فرموده : « هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ » « 2 » . و فرموده : « رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْناً كَبِيراً » « 3 » . و فرموده : « وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا » « 4 » . و كسى چگونه مىگويد كه خدا به مكلّف خواهد گفت كه چرا لعن كردى ، آيا اين كس نمىداند كه حق تعالى امر به ولايت اوليا و عداوت اعدا هر دو كرده ؟ پس چنان كه از « تولّى » مىپرسد ، از « تبرّى » نيز سؤال مىكند ، نبينى كه يهودى هرگاه مسلمان شود بعد از تلفظ به شهادتين به او بايد گفت كه بگو برائت و بيزارى مىجويم از هر دين كه غير از دين اسلام باشد . و لا بدّ است كه برائت جويد براى اينكه عمل تمام نمىشود الّا به برائت . آيا صاحب اين كلام ، قول شاعر را نشنيده كه گفته : تودّ عدوّى ثمّ تزعم انّنى * صديقك ، انّ الرّأى عنك لعازب چه مودّت دشمن سبب خروج از ولايت دوست است ، و چون مودّت باطل شود چيزى سواى برائت باقى نمىماند ، چه اجماع مسلمين واقع است كه درجهء متوسط

--> ( 1 ) . نساء ( 4 ) 93 . ( 2 ) . مائده ( 5 ) 60 . ( 3 ) . احزاب ( 33 ) 68 . ( 4 ) . مائده ( 5 ) 64 .